بازگشتــــــــ.. .. .. .. .. .. .. !
مینویسم
چون زنده ام ؟
یا
چون مینویسم
زنده ام ؟
مینویسم
چون زنده ام ؟
یا
چون مینویسم
زنده ام ؟
تو چه خبر داری از حال دلم ؟ خوب خبر داشتی.
هیچ می دانی دلم گرفت , ابری شد , باریــــد از این همه اتفاقات غیر قابل پیش بینی؟ خوب میدانستی.
تو چه می دانی درد مشترک چیست؟ تنها تو میدانی درد مشترک چیست.
می شناسم دلی را به وسعت درد , احساس مشترکش به "نایابی شمع و گل و پروانه در کنار هم"... ! احساس مشترک ؟ دو احساس نبود که مشترک باشد! هرچه بود یکی بود. یک حس و حال....
اصلا حال دلم را باور داری؟ فقط تو باور داشتی...
اگر...... اگر داغهای مانده بر دلم حالت را بد کرد.
اگر......اگر این سردی دستها دلت را آتـــش زد
ببــــــــــــــخـــــــــــــــــــــــــــش
تحفه ایست از روزگار و هدیه ی دوست نماها که بر دل دخترک قصه ات جا مانده...
راست گفتی بهار ؟ "مسافر , مسافر است" ؟ رهگذر است ؟ کاش بود.
دل نباید بست حتی به خیال تکرار حضورها ؟ خیال ؟ حضور محض؟ حضور خیال؟
شور است طعم بعضی روزها . . . .........
گاهی بعضی حرفها را درد میکشم . . . ...........
دوست داشتنی که
عمیق باشد
ـــــــــــــهـــــــــیــــــــــــــــــچ
بهانه ای
پرُش نمیکند
.
پا که بشکند گچ میگیرند خیالی نیست.
با دلـــــــــ♡ــــــــهــــــــــا و احساسات شکسته چه میکنند ؟!
این روزها برای چشــ ... (•‿•) ...ــــمانم دکتر خوبی شده ام
برایشان عینک تجویز کردم
تا دیگر بدبین نباشند
(♥‿♥)
نگاهت
کلامت
بیانت
همه و همه برایم آیات مهربانیســـــت
بخوان بر من این آیات را
تا زندگی ام را غرق در زیبایی ها کنی.
غفلت هایم را ببخش
و تا همیشه ها
مرا از حضور بهشتی ات
بهره مند ساز.
مامان مهربونم داشتنت مرا از همه ی نداشتن هایم بی نیاز میکند.
چراغ
و
نور
و
فانوس
و
مهتاب
چرا؟
√ برق چشمانت مرا کافیست . . . . . .
دختــــــرکـــــ
آرزو کرد کاش
کسی بود
که جای عیدی های رنگارنگ
کمی
رنــــــــــــــــــــــــگــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــ
به زندگی اش می پاشید.
روزها هدیه ی خدا به تو
و رنـــــــــگــــــــــ ــــــهــــــــــ ا
آرزوی من برای توست.
باشد که
لحظه لحظه ات در سال جدید
مملو از
جشن رنگهای نـــــــاب شود.
الهی آمین
تبریک نوشت : دلهاتون بهاری. (✿◠‿◠)
خدایا دلم سقوط کرد آنقدر که غم رویش سنگینی کرد. پس کجایی ؟
دختــــــرکــــــ ღ ღ
همه ی فصلهای سال را دوست داشت
جز بـــــــــهــــا ر
دلــــــــــــــش تابستانیــــــ بود
وجـــــــــودش پاییزیــــــــــــ
چشــــمانش زمستانیـــــــ
طفلکــــــــــــ ღ ღ
هیچ جوره با بــــــــ ـهــ ــا ر
و خانه تکانی ات از دلــــــــــــشــ
کنار نمی آمد.
میگفتی :
"آتش خطرناک است.
از روی آن نپری هاا ا ا ا
کباب میشوی."
من که به توصیه ات گوش دادم
از آتش نپریدم
پس چرا دلـــ....❤....ــــم
کباب کباب است ؟
.
.
.
.
تاکید نوشت : بدون ـــهـــیچ مخاطب خاصی.
آخــــــــــــــــــــــــــــــرین روزهای زمستــــــــــــانی را با
اولیــــــــــــــــــــــــــــــن روزهای بهـــــــــــــــــــاری با هم بودنمان پیوند زدیم.
✿
✿
✿
✿
شــــــــــــــــــــــــــــروعی گــــــــــــــــــــرم در
پـــــــــــــــــــــــــــــــــایان فصلی ســـــــــــــــــــرد.
✿
✿
✿
آغـــــــــــــــــــــــــــــــــاز احساسات ناب در
پــــــــــــــایــــــــــــــــــان نفس گیر لحظه های مردد.
✿
✿
با هم این روزها را
خاطره ها را
قدم می زنیم
برای رسیدن به شکفتن.
✿"بودنمان" مبارک. ✿